سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

37

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

مىشود حدس زد كه امام در طول اين مدت يا در دوره‌هاى مختلف يا با جمع‌هاى مختلف دو سه نوع بيان و تعليمات داشته‌اند . بعضى آن‌طورند و بعضى اين‌طور ، در بعضى اشاره به دستگاه حاكم و طواغيت زمان مىكند و در بعضى ديگر فقط به كليات و مسائل اسلامى اكتفا شده و لا غير . اين زندگى امام سجاد عليه السّلام است كه در طول اين 35 سال آرام‌آرام آن محيط تاريك و ظلمانى را ، آن مردم غافل و بىخبر را از چنگ شهوات از يك طرف ، و تسلط دستگاه‌هاى جبار از يك طرف و كمند علماء سوء وابسته به دستگاه‌ها از يك طرف خلاص مىكند و نجات مىدهد . و مجموعا يك عده و يك مجموعهء مؤمن علاقه‌مند و صالحى كه بتوانند قاعده‌اى بشوند براى كارهاى آينده ، به وجود مىآورد . البته جزئيات زندگى آن حضرت جاى بحث چند ساعتهء جداگانه‌اى دارد كه بنده ساعت‌هاى متمادى راجع به آن صحبت كرده‌ام و اكنون بيش از اين در بحث كنونى ما نمىگنجد . دوران امام باقر عليه السّلام سپس نوبت به امام باقر عليه السّلام مىرسد . در زندگى امام باقر عليه السّلام دنبالهء همان خط را مشاهده مىكنيم ، منتها وضع بهتر شده است . آن‌جا هم تكيه بيشتر بر تعليمات دين و معارف اسلامى است . اما اولا مردم ، آن بىاعتنايى و بىمهرى را ديگر نسبت به خاندان پيغمبر ندارند . وقتى امام باقر عليه السّلام وارد مسجد مدينه مىشود عده‌اى از مردم همواره گرد او حلقه مىزنند و از او استفاده مىكنند . راوى مىگويد : امام باقر را در مسجد مدينه ديدم « و حوله اهل خراسان و غيرهم » « 1 » از بلاد دوردست ، از خراسان و جاهاى ديگر عده‌اى دور حضرت را گرفته بودند . اين نشان‌دهندهء اين است كه تبليغات دارد مثل امواجى در سرتاسر جهان اسلام گسترش پيدا مىكند و مردم نقاط دوردست دلشان به اهل بيت دارد نزديك مىشود . يا در يك روايت ديگر دارد : « احتوشه اهل خراسان » ؛ يعنى ، در حاشيهء او نشسته و او را در ميان خود گرفته بودند و آن حضرت با آن‌ها دربارهء مسائل حلال و حرام صحبت مىكرد .

--> ( 1 ) . بحار الانوار ، بيروت ، 1404 ق ، ج 10 ، ص 154 .